ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
19
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
ونام نيك ، در ميان جامعه مىشود ، ترغيب به بخشش فرمودهاند ، اما مقصود آن حضرت ، از انگيزش ، جز خير ونيكى براي فقرا ، واستوارى دوستى در ميان آنان وتربيت ثروتمندان ، ودر روى گرداندن از جمع مال به بذل وانفاق وبركنارى از دوستى وجمع مال وثروت ، چيز ديگرى نيست ؛ زيرا در عرف مردم حسن شهرت وآوازهء بلند ، در بذل مال از نتايج حقيقي آن ، يعنى كسب مراتب ودرجات عالي آخرت كه مورد نظر آن حضرت است رغبت انگيزتر ودر نفوس مؤثّرتر است . هرگاه باب بذل وبخشش باز شود ونفوس انساني بر كار خير تمرينى را آغاز كند ، نهايتا درخواهد يافت ، كه بهترين هدفى كه مال براي آن بايد صرف شود همان هدفى است كه شارع مقدس تعيين وترغيب كرده است . بخشش وانفاق ، طبق قصد شارع نتايج مهمّى را به بار مىآورد ، از جمله : 1 - دوستى با فقرا را ، كه نظام بخشيدن به خيرخواهى است ، استوار مىدارد . 2 - وحدت اجتماعي را بخصوص ميان خويشان واقربا برقرار مىسازد ؛ زيرا برقرارى دوستى واتحاد در يك نظام اجتماعي متعادل از واجبات است وبه مصلحت دنيا وآخرت انسان است . بدين استدلال ، وقتي كه انسان از فأميل ودوستان در زندگى بىنياز نباشد ، گرامى داشتن ونواختن آنان با بذل مال بهترين وسيله نفع بردن از آنها ، در مقابل جانبدارى وحمايتى است كه اقربا وخويشان از انسان به عمل مىآورند . پس شايسته است ، كه مراعاة حال آنها را واجب دانست وبه مختصرى از ما زاد مال ، كه گسيختگى زندگيشان را سامان مىبخشد ، گرامىشان داشت . نتيجة بحث : فكر اين موضوع كه فايده جمع مال به ارث گذاشتن است وبس ، واين بىحاصلى براي انسان موجب ، برهم زدن شاديهاى زندگى است ، كفايت مىكند كه انگيزهء خوبى براي بخشش ودست كشيدن از محبت وجمعآورى مال باشد ؛